على اصغر ظهيرى
299
كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)
كرامتى از حضرت يكى از اصحاب حضرت رضا عليه السلام مىگويد : پول زيادى براى حضرت بردم ، امّا حضرت شادمان نشد و من ناراحت شدم و با خود گفتم : با اين كه پول زيادى آوردهام ؛ ولى حضرت خوشحال نشد . در اين لحظه امام عليه السلام به غلامش فرمود : آفتابه و لگن را بياور ، غلام اطاعت كرد و حضرت در حالى كه روى تختى نشسته بود فرمود : آب بريز . همين كه او شروع به ريختن آب به روى دستان حضرت كرد ، ديدم از لاى انگشتان حضرت ، قطعههاى طلا مىريزد . در اين لحظه حضرت فرمود : مَنْ كانَ هكذا لا يُبالى بِالَّذى حَمَلْتَهُ الَيْهِ « كسى كه چنين قدرتى دارد ، به پولى كه تو برايش آوردهاى اعتنايى ندارد تا خشنود شود . » « 1 » بحثى پيرامون زيارت اى آستان قدس تو تنها پناه من * بر خاك باد پيش تو روى سياه من مىآيد از درون ضريحت شميم عشق * پيچيده در فضاى حرم سوز و آه من يكى از مهمترين برنامه هايى كه در سيرهء اهلبيت عليهم السلام مورد تأكيد قرار گرفته شده است ، تشويق و ترغيب آن بزرگواران به زيارت حرمهاى اهل بيت عليهم السلام ، بويژه زيارت حضرت رضا عليه السلام است . از رسول گرامى اسلام روايت شده است كه فرمود : سَتُدْفَنُ بَضْعَةٌ مِنِّى بِأَرْضِ خُراسانَ لا يَزُورُها مُؤْمِنٌ الَّا وَجَبَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ الْجَنَّةَ وَ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ . « 2 » « به زودى پارهاى از تن من در خاك خراسان دفن مىشود ، هيچ مؤمنى او را زيارت نكند مگر آن كه خداى عزّوجلّ بهشت را بر او واجب نمايد و
--> ( 1 ) - كافى : ج 1 ، ص 491 . ( 2 ) - بحار الانوار ، ج 102 ، ص 1 و 2 .